اصطلاحات ترید مجموعه واژههایی هستند که معاملهگرها برای توصیف قیمت، روند، سفارشگذاری، مدیریت سرمایه، ساختار بازار و نتیجه معامله استفاده میکنند. اگر این مفاهیم را دقیق بدانید، تحلیلها را درست میفهمید، در پلتفرم معاملاتی اشتباه نمیکنید و تصمیمهای شما بر پایه سوءبرداشت از یک اصطلاح شکل نمیگیرد. بسیاری از ضررهای مبتدیها نه از پیچیدگی بازار، بلکه از درک ناقص مفاهیمی مانند Stop Loss، Leverage، Margin، Risk to Reward یا Position Size شروع میشود.
جدول راهنمای انتخاب اصطلاحات ترید بر اساس نیاز شما
| اگر این مشکل یا هدف را دارید | باید این مفاهیم را بلد باشید | چرا اینها مهم هستند |
|---|---|---|
| نمیدانم چرا معاملهام ناگهان بسته شد | Leverage، Margin، Mark Price، Liquidation | احتمالاً بهخاطر مکانیزم مارجین و محاسبه قیمت مرجع لیکوئید شدهاید |
| حد ضرر میگذارم اما باز هم ضرر بزرگ میکنم | Position Size، Risk per Trade، Drawdown | مشکل معمولاً از حجم معامله است نه از خود حد ضرر |
| نمیفهمم بازار روند دارد یا رنج است | Uptrend، Downtrend، Market Structure، HH، HL، LH، LL | بدون تشخیص ساختار بازار، ورودها تصادفی میشود |
| قیمت یک سطح را میشکند اما برمیگردد | Breakout، False Breakout، Liquidity Zone، Stop Hunt | همه شکستها واقعی نیستند، بعضی فقط برای جمعآوری نقدینگی هستند |
| سود میکنم اما در مجموع حسابم رشد نمیکند | Risk to Reward، Win Rate، Expectancy، Profit Factor | سودآوری بلندمدت فقط به درصد برد بالا وابسته نیست |
| میخواهم حرفهایتر سفارش ثبت کنم | Limit Order، Stop Limit، OCO، Trailing Stop | نوع سفارش روی هزینه اجرا و کیفیت ورود تأثیر مستقیم دارد |
| نمیدانم چه زمانی بازار پرریسک است | Volatility، ATR، Economic Data، Event Risk | زمان خبر یا نوسان بالا میتواند ساختار بازار را به هم بزند |
| نمیفهمم چرا در فیوچرز هزینه پرداخت میکنم | Funding Rate، Perpetual Contract، Open Interest | نگهداشتن پوزیشن در بازار مشتقه همیشه رایگان نیست |
| میخواهم بدانم پول هوشمند کجا وارد میشود | Order Block، Smart Money، Market Depth، Volume | حرکتهای بزرگ معمولاً توسط سرمایههای سنگین ایجاد میشوند |
| احساس میکنم بیشتر از تحلیل، احساسی معامله میکنم | FOMO، FUD، Revenge Trading، Overtrading، Trading Discipline | بزرگترین ضررها معمولاً از روانشناسی ضعیف میآیند نه از تحلیل اشتباه |
اصطلاحات پایه قیمت و بازار
Open (قیمت باز شدن)
Open قیمت شروع یک کندل در یک بازه زمانی مشخص است. اگر نمودار یکساعته را بررسی کنید، قیمت باز شدن کندل همان عددی است که آن ساعت با آن آغاز شده است. مقایسه این عدد با قیمت بسته شدن کندل نشان میدهد در ابتدای بازه زمانی قدرت در اختیار خریداران بوده یا فروشندگان.
High (بالاترین قیمت)
High بیشترین قیمتی است که در یک بازه زمانی ثبت شده است. وقتی بازار سقف قبلی را میشکند، بسیاری از معاملهگران آن را نشانهای از شکست مقاومت و افزایش قدرت خریداران میدانند. بررسی رفتار قیمت در نزدیکی سقفهای قبلی بخش مهمی از تحلیل ساختار بازار است.
Low (پایینترین قیمت)
Low کمترین قیمتی است که در همان بازه زمانی معامله شده است. اگر کف قبلی شکسته شود، معمولاً فشار فروش افزایش پیدا کرده است. در تحلیل حمایت و مقاومت، توجه به شکست کفهای مهم اهمیت زیادی دارد.
Close (قیمت بسته شدن)
Close قیمت پایانی کندل در پایان بازه زمانی است. بسیاری از تصمیمهای معاملاتی بر اساس تثبیت قیمت در پایان کندل گرفته میشود، چون قیمت بسته شدن در تحلیل تکنیکال نشان میدهد بازار در نهایت کجا به تعادل رسیده است.
OHLC
OHLC به چهار عدد Open، High، Low و Close اشاره دارد که ساختار کامل هر کندل را تشکیل میدهند. درک ساختار OHLC پایه تحلیل پرایس اکشن و بررسی رفتار قیمت در هر بازه زمانی است.
Market Price (قیمت لحظهای)
Market Price همان قیمتی است که معامله در همان لحظه در آن انجام میشود. زمانی که از سفارش بازار در ترید استفاده میکنید، معامله شما در همین قیمت لحظهای اجرا خواهد شد.
Closing Price (قیمت پایانی رسمی)
Closing Price آخرین قیمت ثبتشده در پایان یک جلسه معاملاتی رسمی است. در بازار سهام، قیمت پایانی نقش مهمی در تحلیلهای روزانه و مقایسه عملکرد داراییها دارد.
Last Price (آخرین قیمت معاملهشده)
Last Price آخرین قیمتی است که معاملهای در آن انجام شده است. این عدد ممکن است با قیمت پیشنهادی خرید و فروش کمی تفاوت داشته باشد، چون آخرین معامله الزاماً روی بهترین قیمت جاری انجام نشده است.
Index Price (قیمت شاخص)
Index Price میانگین قیمت یک دارایی در چند صرافی معتبر است. در معاملات فیوچرز از قیمت شاخص برای جلوگیری از دستکاری بازار و ایجاد مرجع عادلانه استفاده میشود.
Mark Price (قیمت مرجع محاسبه سود و زیان)
Mark Price قیمتی است که برای محاسبه سود و زیان و تعیین سطح لیکوئید شدن در معاملات اهرمی استفاده میشود. تفاوت مارک پرایس و آخرین قیمت معاملهشده برای مدیریت ریسک در فیوچرز اهمیت زیادی دارد.
Bid (قیمت پیشنهادی خرید)
Bid بالاترین قیمتی است که خریداران حاضرند در آن دارایی را بخرند. این عدد نشاندهنده تقاضای فعال در بازار است و در کنار Ask ساختار قیمتگذاری را شکل میدهد.
Ask (قیمت پیشنهادی فروش)
Ask پایینترین قیمتی است که فروشندگان حاضرند دارایی را در آن بفروشند. اختلاف بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش همان اسپرد بازار است.
Spread (اسپرد)
Spread فاصله بین Bid و Ask است و بخشی از هزینه واقعی ورود به معامله محسوب میشود. در بازارهایی با نقدینگی بالا معمولاً اسپرد کمتر است.
Tick
Tick کوچکترین واحد تغییر قیمت در یک بازار است. در قراردادهای آتی هر حرکت حداقلی قیمت یک تیک محسوب میشود و مبنای محاسبه سود و زیان کوتاهمدت قرار میگیرد.
Pip
Pip واحد اندازهگیری تغییر قیمت در فارکس است. برای مثال در جفتارز یورو به دلار، تغییر یک رقم چهارم اعشار برابر یک پیپ است و مبنای محاسبه سود در معاملات فارکس قرار میگیرد.
Point
Point در بسیاری از پلتفرمها کوچکترین واحد تغییر قیمت است و در فارکس معمولاً یکدهم پیپ در نظر گرفته میشود. تفاوت پیپ و پوینت برای محاسبه دقیق سود اهمیت دارد.
Lot
Lot واحد اندازه معامله در فارکس است. یک لات استاندارد معادل صد هزار واحد ارز پایه است و در محاسبه حجم معامله و مدیریت ریسک نقش اصلی دارد.
Volume (حجم معاملات)
Volume میزان دارایی معاملهشده در یک بازه زمانی را نشان میدهد. تحلیل حجم معاملات در ترید به معاملهگر کمک میکند بفهمد حرکت قیمت با حمایت خریداران و فروشندگان همراه بوده یا خیر.
Relative Volume (RVOL)
Relative Volume یا حجم نسبی، حجم فعلی را با میانگین حجم گذشته مقایسه میکند. افزایش حجم نسبی میتواند نشانه ورود نقدینگی جدید به بازار باشد.
Volatility (نوسانپذیری)
Volatility میزان شدت و سرعت حرکت قیمت را نشان میدهد. مدیریت ریسک در بازارهای پرنوسان اهمیت بیشتری دارد چون دامنه حرکت قیمت گستردهتر است.
Liquidity (نقدینگی)
Liquidity میزان سهولت خرید و فروش یک دارایی بدون ایجاد تغییر شدید در قیمت است. در بازارهای با نقدینگی بالا اجرای سفارش سریعتر و با هزینه کمتر انجام میشود.
Market Depth (عمق بازار)
Market Depth حجم سفارشهای موجود در سطوح مختلف قیمتی را نمایش میدهد و به معاملهگر دید بهتری از توزیع عرضه و تقاضا میدهد.
Order Book (دفتر سفارش)
Order Book لیست سفارشهای خرید و فروش ثبتشده در بازار است و تمرکز تقاضا و عرضه را در سطوح مختلف قیمت نشان میدهد. بررسی ساختار دفتر سفارش برای معاملات کوتاهمدت اهمیت زیادی دارد.
Slippage (لغزش قیمتی)
Slippage زمانی رخ میدهد که معامله با قیمتی متفاوت از قیمت مورد انتظار اجرا شود. مدیریت اسلیپیج در معاملات بهویژه هنگام انتشار اخبار اقتصادی یا در بازارهای کمنقدینگی اهمیت زیادی دارد.
اصطلاحات مدیریت ریسک و سرمایه
Stop Loss (حد ضرر)
Stop Loss سطحی است که معاملهگر از قبل تعیین میکند تا اگر قیمت برخلاف تحلیل حرکت کرد، معامله بهصورت خودکار بسته شود. تعیین درست حد ضرر در مدیریت سرمایه اهمیت حیاتی دارد، چون مانع از تبدیل یک ضرر کوچک به زیان سنگین میشود.
Take Profit (حد سود)
Take Profit سطحی است که در آن سود معامله تثبیت میشود و موقعیت بسته میشود. تعیین منطقی حد سود بر اساس نسبت ریسک به بازده باعث میشود تصمیم خروج احساسی نباشد.
Risk to Reward Ratio (نسبت ریسک به بازده)
Risk to Reward نشان میدهد در یک معامله به ازای چه مقدار ریسک، چه مقدار سود هدفگذاری شده است. برای مثال اگر یک درصد سرمایه را ریسک میکنید تا دو درصد سود بگیرید، نسبت شما یک به دو است. درک دقیق نسبت ریسک به بازده برای سودآوری بلندمدت ضروری است.
Position Size (اندازه پوزیشن)
Position Size حجم معاملهای است که باز میکنید. حتی اگر حد ضرر داشته باشید، انتخاب اشتباه حجم معامله میتواند ریسک واقعی شما را چند برابر کند. محاسبه صحیح حجم معامله بخش اصلی مدیریت ریسک حرفهای است.
Risk per Trade (ریسک هر معامله)
Risk per Trade درصدی از کل سرمایه است که در یک معامله در معرض خطر قرار میگیرد. بسیاری از معاملهگران حرفهای بیش از یک تا دو درصد سرمایه را در یک موقعیت ریسک نمیکنند.
Drawdown (دراودان)
Drawdown بیشترین افت سرمایه از یک سقف تا کف است. بررسی میزان دراودان یک استراتژی به شما نشان میدهد در بدترین سناریو چه میزان فشار مالی را باید تحمل کنید.
Max Drawdown (حداکثر افت سرمایه)
Max Drawdown بیشترین کاهش تاریخی سرمایه در طول عملکرد یک سیستم معاملاتی است. این عدد برای ارزیابی پایداری یک استراتژی بسیار مهم است.
Equity (اکوئیتی)
Equity موجودی واقعی حساب با احتساب سود و ضرر معاملات باز است. این عدد بهصورت لحظهای تغییر میکند و مبنای محاسبه سطح مارجین قرار میگیرد.
Balance (بالانس)
Balance موجودی حساب بدون در نظر گرفتن معاملات باز است. تفاوت بین بالانس و اکوئیتی نشاندهنده سود یا ضرر شناور است.
Expectancy (امید ریاضی)
Expectancy میانگین سود یا ضرر مورد انتظار در بلندمدت بر اساس وین ریت و نسبت سود به ضرر است. امید ریاضی مثبت یعنی استراتژی شما در بلندمدت پتانسیل سود دارد.
Profit Factor (پروفیت فاکتور)
Profit Factor نسبت مجموع سودهای کسبشده به مجموع ضررهاست. عدد بالاتر از یک نشان میدهد سیستم معاملاتی در مجموع سودده بوده است.
Portfolio Risk (ریسک پرتفوی)
Portfolio Risk میزان ریسکی است که در مجموع معاملات باز یا سرمایهگذاریهای مختلف شما وجود دارد. در نظر گرفتن ریسک کل پرتفوی از تمرکز بیش از حد روی یک دارایی جلوگیری میکند.
Diversification (تنوعبخشی)
Diversification به پخش کردن سرمایه بین داراییهای مختلف گفته میشود تا ریسک کلی کاهش یابد. تنوعبخشی زمانی مؤثر است که داراییها همبستگی بالایی با هم نداشته باشند.
Correlation (همبستگی)
Correlation نشان میدهد حرکت دو دارایی چقدر به هم وابسته است. همبستگی بالا یعنی حرکت مشابه و همبستگی منفی یعنی حرکت در جهت مخالف.
روند و ساختار بازار (Trend & Market Structure)
Uptrend (روند صعودی)
Uptrend زمانی شکل میگیرد که قیمت بهصورت پیوسته سقفهای بالاتر و کفهای بالاتر ایجاد کند. در روند صعودی، تقاضا غالب است و خریداران حاضرند در قیمتهای بالاتر وارد شوند. تشخیص صحیح روند صعودی پایه تصمیمگیری برای ورود در جهت بازار است.
Downtrend (روند نزولی)
Downtrend حالتی است که قیمت سقفهای پایینتر و کفهای پایینتر میسازد. در این وضعیت عرضه غالب است و فروشندگان کنترل بازار را در دست دارند. معامله در خلاف روند نزولی معمولاً ریسک بالاتری دارد.
Sideways (بازار بدون روند)
Sideways زمانی است که قیمت جهت مشخصی ندارد و نه روند صعودی شکل گرفته و نه نزولی. در این شرایط بازار معمولاً بین دو سطح مشخص نوسان میکند و استراتژیهای روندی کارایی کمتری دارند.
Range (بازه نوسانی)
Range به محدودهای گفته میشود که قیمت بین یک سطح حمایت و یک سطح مقاومت در حال نوسان است. معامله در بازار رنج معمولاً بر اساس خرید نزدیک حمایت و فروش نزدیک مقاومت انجام میشود.
Higher High (HH)
Higher High به سقفی گفته میشود که بالاتر از سقف قبلی تشکیل شده باشد. شکلگیری HH نشانه ادامه قدرت خریداران در روند صعودی است.
Higher Low (HL)
Higher Low کفی است که بالاتر از کف قبلی تشکیل شده باشد. وجود HL نشان میدهد خریداران حاضرند در قیمتهای بالاتر وارد بازار شوند.
Lower High (LH)
Lower High سقفی است که پایینتر از سقف قبلی شکل میگیرد. این ساختار نشانه ضعف روند صعودی و احتمال ادامه فشار فروش است.
Lower Low (LL)
Lower Low کفی است که پایینتر از کف قبلی تشکیل شده باشد. تداوم LL نشانه تثبیت روند نزولی است.
Market Structure (ساختار بازار)
Market Structure به ترتیب تشکیل سقفها و کفها اشاره دارد و چارچوب کلی حرکت قیمت را مشخص میکند. تحلیل ساختار بازار کمک میکند بفهمید جهت غالب چیست و آیا احتمال تغییر روند وجود دارد یا خیر.
Break of Structure (BOS)
Break of Structure زمانی رخ میدهد که یکی از سقفها یا کفهای مهم قبلی شکسته شود و ساختار روند تغییر کند. BOS میتواند نشانهای از تغییر فاز بازار باشد.
Change of Character (CHoCH)
Change of Character اولین نشانه تغییر احتمالی روند است. معمولاً قبل از شکست کامل ساختار دیده میشود و هشدار اولیه برای پایان روند قبلی محسوب میشود.
Breakout (شکست سطح)
Breakout زمانی اتفاق میافتد که قیمت از یک سطح مهم حمایت یا مقاومت عبور کند و بالای آن یا زیر آن تثبیت شود. بسیاری از استراتژیهای معاملاتی بر اساس شکست سطوح طراحی شدهاند.
False Breakout (شکست ناموفق)
False Breakout زمانی رخ میدهد که قیمت از یک سطح عبور میکند اما نتواند تثبیت شود و سریع به محدوده قبلی بازگردد. این وضعیت معمولاً باعث ورودهای اشتباه و فعال شدن حد ضرر معاملهگران میشود.
Pullback (پولبک)
Pullback بازگشت موقت قیمت به سطح شکستهشده قبل از ادامه مسیر اصلی است. بسیاری از معاملهگران ورود کمریسک را در پولبک انجام میدهند.
Retracement (اصلاح قیمت)
Retracement به اصلاح موقت قیمت در خلاف جهت روند اصلی گفته میشود. اصلاحها معمولاً درصدی از حرکت قبلی را بازمیگردانند و لزوماً به معنی تغییر روند نیستند.
Reversal (بازگشت روند)
Reversal به تغییر کامل جهت بازار از صعودی به نزولی یا بالعکس گفته میشود. تشخیص بازگشت واقعی روند نیاز به تأیید ساختار بازار دارد.
Continuation (ادامه روند)
Continuation زمانی است که قیمت پس از یک اصلاح کوتاه، حرکت در جهت روند اصلی را ادامه دهد. بسیاری از الگوهای کلاسیک برای شناسایی ادامه روند استفاده میشوند.
Consolidation (تراکم یا فشردگی قیمت)
Consolidation دورهای است که قیمت در محدودهای باریک نوسان میکند و انرژی برای حرکت بعدی جمع میکند. این وضعیت معمولاً قبل از حرکات شدید دیده میشود.
Support (حمایت)
Support سطحی است که در آن تقاضا افزایش یافته و جلوی ریزش بیشتر قیمت را گرفته است. شکسته شدن حمایت میتواند نشانه افزایش فشار فروش باشد.
Resistance (مقاومت)
Resistance سطحی است که در آن عرضه افزایش یافته و مانع رشد بیشتر قیمت شده است. عبور قدرتمند از مقاومت معمولاً نشانه قدرت خریداران است.
Supply Zone (محدوده عرضه)
Supply Zone ناحیهای است که در گذشته فشار فروش شدید در آن شکل گرفته است. این ناحیه معمولاً محل واکنش دوباره فروشندگان محسوب میشود.
Demand Zone (محدوده تقاضا)
Demand Zone ناحیهای است که در آن خریداران در گذشته بهشدت وارد بازار شدهاند. بازگشت قیمت به این محدوده میتواند با افزایش تقاضا همراه شود.
Liquidity Zone (ناحیه نقدینگی)
Liquidity Zone محدودهای است که سفارشهای زیادی در آن قرار دارد، معمولاً اطراف سقفها و کفهای مهم. بازار تمایل دارد این نواحی را لمس کند تا نقدینگی جمعآوری شود.
Stop Hunt (شکار حد ضرر)
Stop Hunt حرکتی است که قیمت بهطور موقت از یک سطح مهم عبور میکند تا حد ضررهای تجمعیافته فعال شود و سپس به مسیر اصلی بازگردد.
Order Block
Order Block ناحیهای در نمودار است که معمولاً ورود سرمایهگذاران بزرگ در آن رخ داده است. این محدودهها اغلب بهعنوان نقاط بالقوه واکنش قیمت شناخته میشوند.
Smart Money
Smart Money به سرمایه و تصمیمات معاملهگران نهادی و سرمایهگذاران بزرگ اشاره دارد که توانایی ایجاد حرکتهای اصلی بازار را دارند.
انواع سفارش (Order Types)
Market Order
Market Order سفارشی است که بلافاصله در بهترین قیمت موجود اجرا میشود. این نوع سفارش برای زمانی مناسب است که سرعت اجرای معامله اهمیت بیشتری از دقت قیمت دارد. در بازارهای پرنوسان ممکن است اجرای آن با لغزش قیمتی همراه باشد.
Limit Order
Limit Order سفارشی است که فقط در قیمت مشخصشده یا بهتر اجرا میشود. این نوع سفارش کنترل بیشتری روی نقطه ورود یا خروج میدهد، اما تضمینی برای انجام شدن آن وجود ندارد.
Stop Order
Stop Order سفارشی است که وقتی قیمت به یک سطح مشخص برسد فعال میشود و معمولاً به سفارش بازار تبدیل میشود. از این سفارش برای ورود پس از شکست یک سطح مهم یا خروج اضطراری استفاده میشود.
Stop Loss
Stop Loss سفارشی است که برای محدود کردن ضرر در یک معامله تعیین میشود. زمانی که قیمت به سطح تعیینشده برسد، موقعیت بسته میشود تا از افزایش زیان جلوگیری شود.
Take Profit
Take Profit سفارشی برای بستن معامله در سطح سود هدف است. استفاده از حد سود باعث میشود خروج از معامله بر اساس برنامه انجام شود، نه احساسات.
Stop Limit
Stop Limit ترکیبی از Stop Order و Limit Order است. ابتدا در یک سطح مشخص فعال میشود و سپس بهصورت سفارش محدود ثبت میشود. این روش کنترل بیشتری روی قیمت اجرا فراهم میکند.
Trailing Stop
Trailing Stop نوعی حد ضرر متحرک است که با حرکت قیمت در جهت سود، بهصورت خودکار جابهجا میشود. این ابزار به حفظ سود در روندهای قوی کمک میکند.
OCO (One Cancels Other)
OCO به معنای این است که اگر یکی از دو سفارش فعال شود، سفارش دیگر بهصورت خودکار لغو میشود. این روش برای مدیریت همزمان سناریوی صعودی و نزولی کاربرد دارد.
Good Till Cancelled (GTC)
GTC سفارشی است که تا زمانی که اجرا یا بهصورت دستی لغو نشود، در بازار باقی میماند. این نوع سفارش در بسیاری از پلتفرمها بهصورت پیشفرض استفاده میشود.
Immediate Or Cancel (IOC)
IOC سفارشی است که باید فوراً بهطور کامل یا جزئی اجرا شود و هر بخش اجرا نشده آن بلافاصله لغو میشود. این نوع سفارش در معاملات حرفهای و سریع کاربرد دارد.
Fill Or Kill (FOK)
FOK سفارشی است که باید فوراً بهطور کامل اجرا شود و اگر امکان اجرای کامل وجود نداشته باشد، کل سفارش لغو میشود. این سفارش معمولاً در معاملات با حجم بالا استفاده میشود.
موقعیتهای معاملاتی (Position Types)
Long Position
Long Position زمانی است که معاملهگر با انتظار افزایش قیمت وارد بازار میشود. در این حالت دارایی خریداری میشود و سود زمانی ایجاد میشود که قیمت بالاتر برود. ورود در جهت روند صعودی معمولاً بهصورت موقعیت لانگ انجام میشود.
Short Position
Short Position زمانی است که معاملهگر با انتظار کاهش قیمت وارد معامله فروش میشود. در بازارهای مشتقه یا مارجین میتوان ابتدا فروش انجام داد و در قیمت پایینتر خرید کرد. سود در این حالت از کاهش قیمت به دست میآید.
Open Position
Open Position به معاملهای گفته میشود که هنوز بسته نشده است و سود یا ضرر آن شناور است. تا زمانی که معامله بسته نشود، نتیجه نهایی قطعی محسوب نمیشود.
Close Position
Close Position به معنای بستن کامل یک معامله است، چه در سود و چه در ضرر. با بستن موقعیت، سود یا زیان ثبتشده و به موجودی حساب منتقل میشود.
Partial Close
Partial Close زمانی است که معاملهگر بخشی از حجم یک موقعیت را میبندد و بخش دیگر را باز نگه میدارد. این روش برای مدیریت سود در مسیر حرکت قیمت استفاده میشود.
Hedging
Hedging به گرفتن موقعیت مخالف برای کاهش ریسک گفته میشود. برای مثال، باز کردن یک معامله فروش در برابر یک موقعیت خرید میتواند نوسانات کوتاهمدت را پوشش دهد. هج کردن بیشتر در مدیریت ریسک حرفهای کاربرد دارد.
Scaling In
Scaling In به ورود مرحلهای به یک معامله گفته میشود. به جای ورود کامل در یک نقطه، معاملهگر حجم را در چند مرحله اضافه میکند تا ریسک توزیع شود.
Scaling Out
Scaling Out خروج مرحلهای از معامله است. معاملهگر بخشی از سود را در سطوح مختلف قیمتی تثبیت میکند و باقی موقعیت را باز نگه میدارد.
معاملات مشتقه (Derivatives)
Futures
Futures قراردادی است که بر اساس آن خریدار و فروشنده تعهد میکنند یک دارایی را در آینده با قیمت مشخص معامله کنند. در معاملات فیوچرز معمولاً از اهرم استفاده میشود و امکان گرفتن موقعیت خرید یا فروش وجود دارد.
Perpetual Contract
Perpetual Contract نوعی قرارداد فیوچرز است که تاریخ انقضا ندارد. این نوع قرارداد در بازار کریپتو بسیار رایج است و با استفاده از فاندینگ ریت قیمت آن به بازار نقدی نزدیک نگه داشته میشود.
Options
Options قراردادی است که به خریدار آن حق خرید یا فروش یک دارایی را در قیمت مشخص میدهد، اما الزام به اجرا ندارد. معاملهگر میتواند از اختیار معامله برای پوشش ریسک یا کسب سود از نوسانات استفاده کند.
Call Option
Call Option نوعی اختیار معامله است که به دارنده آن حق خرید دارایی در قیمت مشخص را میدهد. این ابزار زمانی استفاده میشود که انتظار رشد قیمت وجود دارد.
Put Option
Put Option اختیار فروش است و به دارنده آن اجازه میدهد دارایی را در قیمت مشخص بفروشد. این قرارداد زمانی کاربرد دارد که انتظار کاهش قیمت وجود داشته باشد.
Strike Price
Strike Price قیمتی است که در قرارداد اختیار معامله تعیین شده و خریدار میتواند دارایی را در آن قیمت بخرد یا بفروشد.
Expiry Date
Expiry Date تاریخ انقضای قرارداد مشتقه است. پس از این تاریخ، قرارداد فیوچرز یا اختیار معامله تسویه یا منقضی میشود.
Open Interest
Open Interest تعداد قراردادهای باز در بازار مشتقه است. افزایش اوپن اینترست معمولاً نشاندهنده ورود سرمایه جدید به بازار است.
Funding Rate
Funding Rate کارمزدی است که در قراردادهای پرپچوال بین دارندگان موقعیت خرید و فروش رد و بدل میشود تا قیمت قرارداد به بازار نقدی نزدیک بماند.
Long Squeeze
Long Squeeze زمانی رخ میدهد که قیمت بهشدت کاهش پیدا کند و تعداد زیادی از موقعیتهای خرید اهرمی لیکوئید شوند. این وضعیت باعث تشدید فشار فروش میشود.
Short Squeeze
Short Squeeze زمانی اتفاق میافتد که قیمت بهسرعت افزایش پیدا کند و موقعیتهای فروش اهرمی مجبور به بستن معامله شوند، که خود باعث افزایش بیشتر قیمت میشود.
بازار اسپات (Spot Market)
Spot Market
Spot Market بازاری است که در آن خرید و فروش دارایی بهصورت مستقیم و فوری انجام میشود. در بازار اسپات، مالکیت واقعی دارایی منتقل میشود و خبری از اهرم یا قرارداد مشتقه نیست. بیشتر معاملات معمولی ارز دیجیتال در بازار نقدی انجام میشود.
Settlement
Settlement به فرایند تسویه و نهایی شدن یک معامله گفته میشود. در بازار اسپات تسویه معمولاً فوری انجام میشود، اما در برخی بازارهای سنتی ممکن است یک یا دو روز کاری زمان ببرد.
Market Cap
Market Cap یا ارزش بازار از ضرب قیمت فعلی یک دارایی در تعداد واحدهای در گردش به دست میآید. ارزش بازار نشان میدهد یک پروژه یا دارایی چه اندازهای در مقایسه با سایر رقبا دارد.
Circulating Supply
Circulating Supply تعداد واحدهایی است که واقعاً در بازار در حال معامله هستند. این عدد در محاسبه ارزش بازار نقش مستقیم دارد.
Total Supply
Total Supply کل واحدهایی است که تاکنون ایجاد شدهاند، چه در گردش باشند و چه قفلشده.
Max Supply
Max Supply حداکثر تعداد واحدهایی است که قرار است در طول عمر پروژه ایجاد شود. در برخی داراییها این عدد ثابت است و در برخی دیگر وجود ندارد.
Dominance
Dominance سهم یک دارایی از کل ارزش بازار را نشان میدهد. برای مثال دامیننس بیتکوین بیان میکند چه درصدی از کل ارزش بازار کریپتو متعلق به بیتکوین است.
Fully Diluted Valuation (FDV)
Fully Diluted Valuation ارزش بازار فرضی یک پروژه است اگر تمام واحدهای قابل ایجاد آن وارد گردش شوند. این شاخص برای ارزیابی بلندمدت پروژههای کریپتو اهمیت دارد.
اندیکاتورها و ابزارهای تحلیل تکنیکال (Technical Indicators & Tools)
Moving Average (MA)
Moving Average میانگین قیمت در یک بازه زمانی مشخص است که برای هموار کردن نوسانات و تشخیص جهت روند استفاده میشود. میانگین متحرک کمک میکند تصویر واضحتری از جهت کلی بازار داشته باشید.
Simple Moving Average (SMA)
SMA نوعی میانگین متحرک است که میانگین ساده قیمت در تعداد مشخصی از کندلها را محاسبه میکند. این ابزار برای شناسایی روندهای میانمدت کاربرد دارد.
Exponential Moving Average (EMA)
EMA میانگین متحرکی است که وزن بیشتری به قیمتهای اخیر میدهد. به همین دلیل نسبت به SMA سریعتر به تغییرات قیمت واکنش نشان میدهد.
RSI (Relative Strength Index)
RSI اندیکاتوری است که قدرت و سرعت حرکت قیمت را اندازهگیری میکند و معمولاً برای تشخیص اشباع خرید و اشباع فروش استفاده میشود. اعداد بالای 70 اغلب به عنوان اشباع خرید و زیر 30 به عنوان اشباع فروش در نظر گرفته میشوند.
MACD (Moving Average Convergence Divergence)
MACD ابزاری برای تشخیص تغییر مومنتوم و جهت روند است. تقاطع خطوط مکدی یا واگرایی آن با قیمت میتواند نشانه تغییر حرکت بازار باشد.
Stochastic
Stochastic اسیلاتوری است که موقعیت قیمت فعلی را نسبت به محدوده قیمتی اخیر اندازهگیری میکند. این ابزار برای شناسایی شرایط اشباع خرید و فروش کاربرد دارد.
Bollinger Bands
Bollinger Bands شامل یک میانگین متحرک و دو باند بالا و پایین است که بر اساس نوسان قیمت تنظیم میشوند. فشرده شدن باندها معمولاً نشانه کاهش نوسان و احتمال حرکت شدید بعدی است.
ATR (Average True Range)
ATR میزان نوسان بازار را اندازهگیری میکند، نه جهت آن را. از ATR معمولاً برای تعیین فاصله منطقی حد ضرر استفاده میشود.
ADX (Average Directional Index)
ADX قدرت روند را اندازهگیری میکند. این اندیکاتور مشخص میکند که آیا روند فعلی قوی است یا بازار در وضعیت بدون روند قرار دارد.
VWAP (Volume Weighted Average Price)
VWAP میانگین قیمت وزنی بر اساس حجم معاملات است. بسیاری از معاملهگران کوتاهمدت از VWAP برای تشخیص قیمت منصفانه در طول روز استفاده میکنند.
Ichimoku
Ichimoku مجموعهای از خطوط و نواحی است که همزمان روند، حمایت و مقاومت و مومنتوم را نمایش میدهد. ابر ایچیموکو معمولاً برای تشخیص جهت غالب بازار استفاده میشود.
Fibonacci Retracement
Fibonacci Retracement ابزاری برای شناسایی سطوح احتمالی اصلاح قیمت است. معاملهگران از نسبتهای فیبوناچی برای پیشبینی نقاط بازگشت موقت در روند استفاده میکنند.
Fibonacci Extension
Fibonacci Extension برای تعیین اهداف قیمتی پس از پایان اصلاح استفاده میشود و به شناسایی سطوح احتمالی ادامه حرکت کمک میکند.
Trendline
Trendline خطی است که سقفها یا کفهای مهم را به هم متصل میکند و جهت روند را نشان میدهد. شکسته شدن خط روند میتواند نشانه تغییر شرایط بازار باشد.
Channel
Channel محدودهای است که قیمت بین دو خط موازی بالا و پایین حرکت میکند. معاملهگران از کانال برای شناسایی نقاط ورود و خروج در چارچوب روند استفاده میکنند.
Pivot Point
Pivot Point سطحی محاسباتی است که بر اساس قیمتهای روز قبل به دست میآید و برای شناسایی حمایت و مقاومتهای احتمالی روزانه کاربرد دارد.
کندل و الگوهای قیمتی (Candlestick & Chart Patterns)
Candlestick
Candlestick یا کندل استیک نمایش گرافیکی حرکت قیمت در یک بازه زمانی مشخص است. هر کندل شامل قیمت باز شدن، بسته شدن، بالاترین و پایینترین قیمت همان بازه است و پایه تحلیل رفتار قیمت محسوب میشود.
Body
Body بدنه اصلی کندل است و فاصله بین قیمت باز شدن و قیمت بسته شدن را نشان میدهد. اندازه بدنه میتواند قدرت خریداران یا فروشندگان را نشان دهد.
Wick
Wick یا سایه، بخش بالایی یا پایینی کندل است که نشان میدهد قیمت تا چه محدودهای حرکت کرده اما در آن سطح تثبیت نشده است. سایههای بلند معمولاً نشاندهنده رد شدن قیمت از یک سطح هستند.
Doji
Doji کندلی است که قیمت باز شدن و بسته شدن تقریباً برابر است. این الگو معمولاً نشانه تردید بازار و احتمال تغییر جهت است.
Hammer
Hammer کندلی با بدنه کوچک و سایه پایینی بلند است که اغلب در انتهای روند نزولی دیده میشود و میتواند نشانه بازگشت صعودی باشد.
Shooting Star
Shooting Star کندلی با بدنه کوچک و سایه بالایی بلند است که معمولاً در انتهای روند صعودی شکل میگیرد و میتواند هشدار کاهش قیمت باشد.
Engulfing
Engulfing الگویی است که در آن بدنه یک کندل، بدنه کندل قبلی را کاملاً در بر میگیرد. نوع صعودی آن میتواند نشانه بازگشت به سمت بالا و نوع نزولی نشانه تغییر جهت به پایین باشد.
Morning Star
Morning Star یک الگوی سه کندلی است که معمولاً در انتهای روند نزولی شکل میگیرد و احتمال شروع روند صعودی را نشان میدهد.
Evening Star
Evening Star الگوی سه کندلی معکوس Morning Star است و معمولاً در پایان روند صعودی دیده میشود و احتمال شروع روند نزولی را نشان میدهد.
Head and Shoulders
Head and Shoulders الگویی کلاسیک است که معمولاً در سقف بازار شکل میگیرد و از سه قله تشکیل شده است. این الگو میتواند نشانه بازگشت روند از صعودی به نزولی باشد.
Inverse Head and Shoulders
Inverse Head and Shoulders نسخه معکوس الگوی قبلی است که معمولاً در کف بازار دیده میشود و احتمال تغییر روند به سمت صعود را نشان میدهد.
Double Top
Double Top الگویی است که در آن قیمت دو بار به یک سطح مقاومتی میرسد اما موفق به عبور از آن نمیشود. این ساختار معمولاً هشدار پایان روند صعودی است.
Double Bottom
Double Bottom زمانی شکل میگیرد که قیمت دو بار به یک سطح حمایتی برخورد میکند و نتواند پایینتر برود. این الگو میتواند نشانه شروع روند صعودی باشد.
Triangle
Triangle الگویی است که در آن قیمت بهصورت فشرده بین خطوط همگرا حرکت میکند. شکست مثلث معمولاً با حرکت قوی در یک جهت همراه است.
Flag
Flag الگویی کوتاهمدت در میانه روند است که پس از یک حرکت شدید شکل میگیرد و معمولاً نشانه ادامه روند قبلی است.
Pennant
Pennant شبیه مثلث کوچک است که بعد از حرکت سریع قیمت تشکیل میشود و معمولاً به ادامه همان حرکت منجر میشود.
Cup and Handle
Cup and Handle الگویی است که شبیه یک فنجان با دسته دیده میشود و اغلب در روندهای صعودی شکل میگیرد. شکست مقاومت در این الگو میتواند آغاز حرکت صعودی جدید باشد.
تحلیل فاندامنتال (Fundamental Analysis)
Economic Data
Economic Data به دادههای کلان اقتصادی گفته میشود که توسط دولتها و نهادهای رسمی منتشر میشود. این دادهها مانند آمار اشتغال، تورم یا رشد اقتصادی میتوانند جهت کلی بازار را تغییر دهند، چون مستقیماً بر سیاستهای پولی و انتظارات سرمایهگذاران اثر میگذارند.
Interest Rate
Interest Rate یا نرخ بهره، هزینه استقراض پول است که توسط بانک مرکزی تعیین میشود. افزایش نرخ بهره معمولاً باعث تقویت ارز آن کشور و فشار بر داراییهای پرریسک میشود، در حالی که کاهش آن میتواند نقدینگی را افزایش دهد و بازارها را صعودی کند.
Inflation
Inflation به معنای افزایش سطح عمومی قیمتها در اقتصاد است. تورم بالا قدرت خرید را کاهش میدهد و معمولاً بانکهای مرکزی را به سمت افزایش نرخ بهره سوق میدهد، که این موضوع روی بازارهای مالی تأثیر مستقیم دارد.
CPI
CPI یا شاخص قیمت مصرفکننده، یکی از مهمترین معیارهای سنجش تورم است. انتشار این عدد معمولاً باعث افزایش نوسان در بازارهای فارکس و شاخصها میشود، چون انتظارات درباره سیاست پولی را تغییر میدهد.
GDP
GDP یا تولید ناخالص داخلی، ارزش کل کالاها و خدمات تولیدشده در یک کشور طی یک دوره مشخص است. رشد GDP نشانه سلامت اقتصادی است و میتواند سرمایهگذاری خارجی و تقویت ارز ملی را به همراه داشته باشد.
Non-Farm Payroll (NFP)
NFP گزارشی ماهانه از تعداد مشاغل ایجادشده در بخش غیرکشاورزی ایالات متحده است. این گزارش یکی از مهمترین محرکهای بازار فارکس است و معمولاً باعث نوسان شدید در جفتارزهای مرتبط با دلار میشود.
Event Risk
Event Risk به ریسک ناشی از انتشار اخبار یا رویدادهای مهم گفته میشود. ورود به معامله درست قبل از اعلام دادههای مهم اقتصادی میتواند باعث جهشهای ناگهانی قیمت و فعال شدن حد ضرر شود.
Earnings Report
Earnings Report گزارش درآمد و سود شرکتهاست که معمولاً بهصورت فصلی منتشر میشود. در بازار سهام، این گزارشها میتوانند روند یک سهم را بهطور کامل تغییر دهند.
Fundamental Analysis
Fundamental Analysis روشی برای ارزیابی ارزش واقعی یک دارایی بر اساس عوامل اقتصادی، مالی و سیاسی است. برخلاف تحلیل تکنیکال که بر نمودار تمرکز دارد، تحلیل فاندامنتال به بررسی علت حرکت قیمت میپردازد.
روانشناسی بازار (Market Psychology)
FOMO
FOMO مخفف Fear Of Missing Out است و به ترس از جا ماندن از یک حرکت صعودی گفته میشود. زمانی رخ میدهد که قیمت به سرعت رشد میکند و معاملهگر بدون برنامه و تحلیل وارد بازار میشود. نتیجه این رفتار معمولاً خرید در سقفهای قیمتی است.
FUD
FUD مخفف Fear, Uncertainty, Doubt است و به انتشار اخبار یا شایعات منفی اشاره دارد که باعث ایجاد ترس و تردید در بازار میشود. در شرایط FUD بسیاری از معاملهگران به صورت هیجانی فروش انجام میدهند.
Bullish
Bullish به شرایط یا دیدگاهی گفته میشود که انتظار رشد قیمت را دارد. وقتی بازار ساختار صعودی دارد و خریداران غالب هستند، گفته میشود بازار Bullish است.
Bearish
Bearish به شرایط یا دیدگاهی گفته میشود که انتظار کاهش قیمت وجود دارد. در بازارهای نزولی که فروشندگان قدرت بیشتری دارند، فضای کلی بازار Bearish توصیف میشود.
Greed
Greed یا طمع زمانی اتفاق میافتد که معاملهگر بعد از کسب سود، بدون رعایت برنامه معاملاتی در معامله باقی میماند یا حجم خود را بیش از حد افزایش میدهد. طمع یکی از دلایل اصلی از دست دادن سودهای قطعی است.
Fear
Fear یا ترس معمولاً بعد از چند ضرر متوالی یا در زمان نوسانات شدید ایجاد میشود. این احساس میتواند باعث خروج زودهنگام از معاملات سودده یا خودداری از ورود به فرصتهای مناسب شود.
Revenge Trading
Revenge Trading زمانی رخ میدهد که معاملهگر بعد از یک ضرر تلاش میکند سریعاً آن را جبران کند. این رفتار معمولاً با افزایش حجم و کاهش دقت همراه است و اغلب ضرر را بزرگتر میکند.
Overtrading
Overtrading به انجام معاملات بیش از حد گفته میشود. معاملهگر بدون وجود موقعیت باکیفیت، صرفاً برای فعال بودن وارد بازار میشود که نتیجه آن افزایش کارمزد و کاهش تمرکز است.
Trading Discipline
Trading Discipline به پایبندی کامل به برنامه معاملاتی گفته میشود. حتی بهترین استراتژی بدون انضباط در اجرا، نتیجهای پایدار نخواهد داشت.
Emotional Bias
Emotional Bias به تأثیر احساسات بر تصمیمهای معاملاتی اشاره دارد. سوگیریهای ذهنی مانند اعتمادبهنفس کاذب یا ترس از ضرر میتوانند تحلیل منطقی را مختل کنند.
سوالات متداول
- تفاوت Stop Loss و Liquidation چیست؟
Stop Loss حدی است که خود شما برای بستن معامله تعیین میکنید تا ضرر کنترل شود. Liquidation زمانی اتفاق میافتد که موجودی مارجین کافی نباشد و سیستم بهصورت خودکار معامله را ببندد. حد ضرر تصمیم شماست، لیکوئید شدن تصمیم سیستم است. - چرا Mark Price با Last Price فرق دارد و کدام برای لیکوئید شدن ملاک است؟
Last Price آخرین معامله انجامشده است، اما Mark Price قیمت مرجع محاسبه سود و زیان و تعیین سطح لیکوئید شدن است. تفاوت این دو برای جلوگیری از لیکوئید شدنهای غیرمنطقی طراحی شده است. - Stop Limit دقیقاً چه فرقی با Stop Order دارد؟
Stop Order بعد از فعال شدن معمولاً به سفارش بازار تبدیل میشود و سریع اجرا میشود. Stop Limit بعد از فعال شدن به سفارش محدود تبدیل میشود و به شما کنترل قیمت میدهد، اما ممکن است کامل اجرا نشود. - Trailing Stop چه کمکی میکند و برای چه سبک معاملهای مناسب است؟
Trailing Stop حد ضرر را با حرکت قیمت در جهت سود جابهجا میکند. این ابزار برای روندهای قوی و زمانی مناسب است که میخواهید سود را حفظ کنید اما هنوز احتمال ادامه حرکت را میدهید. - OCO چه زمانی کاربرد دارد؟
وقتی میخواهید همزمان دو سناریو داشته باشید، مثلاً یک سفارش برای شکست مقاومت و یک سفارش برای برگشت از حمایت. با اجرای یکی، دیگری خودکار لغو میشود و مدیریت معامله سادهتر میشود. - Funding Rate در پرپچوال چیست و چرا مهم است؟
Funding Rate پرداختی دورهای بین پوزیشنهای لانگ و شورت است تا قیمت قرارداد به بازار نقدی نزدیک بماند. اگر نرخ فاندینگ بالا باشد، نگهداری پوزیشن میتواند هزینهبر شود یا حتی به سود شما اضافه کند. - Open Interest چه چیزی را نشان میدهد؟
Open Interest تعداد قراردادهای باز در بازار مشتقه است. افزایش آن معمولاً نشاندهنده ورود سرمایه و فعالتر شدن بازار است، اما باید همراه با جهت حرکت قیمت و حجم بررسی شود. - Long Squeeze و Short Squeeze یعنی چه؟
Long Squeeze زمانی رخ میدهد که قیمت ناگهان افت کند و پوزیشنهای خرید اهرمی پشت سر هم لیکوئید شوند و فشار فروش را بیشتر کنند. Short Squeeze زمانی است که قیمت سریع رشد کند و پوزیشنهای فروش مجبور به بستن شوند و باعث جهش بیشتر قیمت شوند. - Slippage چرا رخ میدهد و چطور کمتر میشود؟
Slippage معمولاً در زمان نوسان شدید، نقدینگی پایین یا هنگام اخبار اقتصادی رخ میدهد. استفاده از سفارش محدود، معامله در ساعات پرحجم و پرهیز از ورود در لحظه خبر میتواند آن را کمتر کند. - تفاوت Maker Fee و Taker Fee چیست؟
Maker وقتی سفارش محدود ثبت میکند و به دفتر سفارش نقدینگی اضافه میکند، معمولاً کارمزد کمتر میپردازد. Taker با سفارش بازار نقدینگی موجود را برمیدارد و معمولاً کارمزد بیشتری دارد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟